خرید بک لینک
دیدم تو خواب وقت سحـر شهزاده ای زریــن کمــــر نشستـه بر اســـب سفیـــد می اومـد از کوه و کمــــر می رفت و آتش به دلم می زد نگاهش می رفت و آتش به دلم می زد نگاهش کاشکی دلم رسوا بشـه ، دریا بشـه ، این دو چشـم پر آبــم روزی که بختم وا بشه ، پیدا بشه ، اون که اومد تو خوابم شهزاده ی رویـــــای من شایــــد تویــی اون کس که شب در خواب من آید تویی تــــو… از خــواب شیـرین ، ناگـه پریــدم ،او را ندیـــدم ، دیگــر کنــارم به خـدا جانم رسیده ، از غصه بر لب ،هر روز و هر شب ، در انتظارم به خـدا دیدم تو خواب وقت سحـر شهزاده ای زریــن کمــــر نشستـه رو اســـب سفیـــد م

برچسب: نویسنده: مهران فلاح تاريخ: پنجشنبه 28 مرداد 1400 ساعت: 4:22

صفحه بندی